امروز با دو دشمن مواجه هستيم

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در ديدار جمعي از ايثارگران، سالهاي دفاع مقدس را به تابلويي زيبا و ظريف تشبيه و خاطرنشان كردند: راهی که با انقلاب اسلامی آغاز شد، ادامه خواهد یافت و براي اينكه زيبايي هاي روزهاي دفاع مقدس از نزديك براي مخاطب توصيف شود لازم است هزاران كتاب با معيارهاي هنري نگاشته شود تا جزئيات فداكاري رزمندگان براي مردم تشريح شود.



به گزارش «فردا» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، رهبر انقلاب اسلامي، كار رزمندگان را در سالهاي جنگ تحميلي، موفق، با ارزش، خيلي بزرگ و مبهوت كننده دانستند و افزودند: شما كه در دوران دفاع مقدس مسئوليتهاي مهم و حساسي برعهده داشتيد بدانيد پس از جهاد اصغر، نوبت به جهاد اكبر رسيده كه به مراتب دشوارتر و سخت تر است.

ايشان با تشريح و مقايسه ويژگي هاي جهاد اصغر و جهاد اكبر  تصريح كردند: در فضاي امروز كشور، اگر بر اصول و ارزشها پافشاري كرديد و تقوا را در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي رعايت كرديد، ارزش و اهميت والاتري دارد.

حضرت آيت الله خامنه اي در همين زمينه افزودند: امروز با دو دشمن، يكي استكبارِ خبيث و ديگر نفسِ درون مواجه هستيم كه اگر كسي بتواند با رعايت تقوا، گام بردارد و تصميم بگيرد، زمينه تعالي معنوي و پيشرفت مادي فراهم مي شود.

رهبر انقلاب اسلامي پرهيز از گناه را لازمه سلوك الي الله دانستند و خاطرنشان كردند: با گناه نكردن نيمي از راه پيموده مي شود، البته گناه كساني كه مسئوليت سياسي، اجرايي، مديريتي، تبليغي و مذهبي دارند، به مراتب ابعاد وسيع تري پيدا مي كند.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اينكه حركت درست مسئولان موجب تسري آن در جامعه مي شود تصريح كردند: ما با ايستادگي و حركت درست، جامعه را هم تشويق مي كنيم و البته بايد بدانيم اين حركت ملت ايران با خستگي و بي حوصله گي برخي افراد دچار تزلزل و انحراف نمي شود.
رهبر انقلاب اسلامي در پايان سخنان خود افزودند: اين راهي كه با انقلاب اسلامي آغاز شده، ادامه پيدا خواهد كرد و شما ديديد كساني كه در جريان حركت عمومي ملت، بار مسئوليت را بر زمين نهادند فوراً جوانهاي با روحيه آن را بر داشتند و انشاء الله به منزل خواهند رساند.

كارگاه "راز لنزها" در شيراز برگزار شد


فارس - سايت سيمرغ - كارگاه راز لنزها باحضور دكتر علي بقائي در انجمن سينماي جوانان ايران، دفتر شيراز برگزار شد.

 

به گزارش خبرنگار سيمرغ از شيراز، علي بقائي در كارگاه آموزشي كارگاه (راز لنزها) كه به همت انجن سينماي فارس برگزار شد، اظهار داشت: زاويه چشم انسان در افق 47 درجه و در عمود 28 درجه مي باشد از اين رو لنز نرمال دوربين 47 درجه است.

 

وي ادامه داد: اما امروز به دليل اينكه قاب مورد استفاده افراد 16در9 است لنز نرمال بايد 63 درجه باشد.

 

بقائي قاب مربع را هميشه باعث ثابت نشان دادن تصوير دانست و بيان داشت: اگر افراد مايل باشند سكون و ثبات را در تصوير نشان دهند بايد از قاب مربع استفاده كنند.

 

اين فيلمساز  و عكاس افزود: اگر افراد بخواهند پويايي را در تصوبر نشان دهند بايد از قاب هاي عريض تر استفاده كنند.

 

وي خاطرنشان كرد: لنز وايد لنزي است كه زاويه ديد آنها بيشتر از 47درجه باش اما زاويه ديد در لنز تله كمتر از 47 درجه مي باشد.

 

بقائي در پايان سخنان خود تصريح كرد: لنزهاي نرمال بيشتر مورد استفاده افراد قرار مي گيرند زيرا زاويه ديد در آنها حدودا برابر با زاويه ديد چشم انسان است اما لنز شيفت بيشتر در تبليغات و معماري استفاده مي شود.

فیلم اکشن (Action film)

یکی از ژانرهای فیلم است که در آن یک یا چند قهرمان اصلی با مجموعه‌ای از درگیری‌های فیزیکی، رزمی و جنگی روبرو می‌شوند. قهرمان اصلی فیلم برای پیروزی باید بر دشنان خود غلبه کند. دوران رشد فیلم‌های ژانر اکشن بیشتر در دهه ۷۰ میلادی بود.

ویژگی:

1-      کشمکش فیزیکی

2-      قهرمان پردازی

3-      فرد گرائی

4-      خشونت

5-      تعقیب و گریز

6-      پیروزی قهرمان در نبرد یا رودر روئی نهائی

 

علت جذابیت: همذات پنداری مخاطب با کاراکتر اصلی و کاتارسیس عاطفی

 

موج اول: فیلم های افسانه ای و رابین هودد ی: فیلم های اولیه ی تاریخ سینما بویژه دهه بیست و سی میلادی در فیلم های داگلاس فیربنکس

موج دوم:وسترن های اولیه: در دهه ی 40 و 50 میلادی ژانر اکشن در قالب فیلم های جنگی و کابوئی دیده می شد.

موج سوم: ژانر جاسوسی اکشن: در این سال ها آلفرد هیچکاک تنها کارگردانی بود که  تمامی عناصر اکشن را در فیلم های معمائی و جاسوسی استفاده می کرد.  مانند تعقیب و گریز در مزرعه توسط هواپیمای سم پاش در فیلم شمال از شمال غربی پس از وی کارگردانان زیادی از این شیوه بهره بردند. که مجموعه فیلم های جیمز باند را می توان از نمونه های موفق فیلم های اکشن به حساب اورد که اینفیلم ها تا دهه ی هفتاد رونق و بازار خوبی داشتند

 موج چهارم: اکش رزمی: در اوائل دهه ی هفتاد ظهور  بازیگری رزمی کار به نام بروس لی چرخشی جدید در ژانر اکشن ایجاد کرد

موج پنجم: اکشن عضلانی: دهه هشتاد میلادی بازیگرانی که اندامی ورزیده و عضلانی داشتند به صحنه ی هنر هفتم وارد شدند و موج جدید فیلم های اکشن را بوجود آوردند. کسانی چون: سیلوستر استالونه، ژان کلود وان دم  و آرنولد شوارتزینگر

موج پنجم: اکشن ترکیبی: دهه ی نود با نمایش فیلم های اکشنی همراه شد که از عناصر اکشن های مختلف بهره برده بودند. این اکشن های ترکیبی حتی لحن چند گانه ای هم داشتند یعنی علیرغم جدی بودن گاه کمدی و طنز هم جلوه می کردند.

برخورد نزدیک هنرپیشه ها با مرگ

الیزابت تیلور

 

بازیگرانی که مرگ با آنها بازی کرد!

شاید گاهی پیش بیاید كه پای صحبت فردی بنشینید كه از مرگ می‌گوید اما آن را متفاوت روایت می‌كند. او از آنچه تجربه كرده می‌گوید، از این‌كه مرده و بعد زنده شده، نور دیده،‌ فرشته دیده و.... تجربه این افراد را تجربه نزدیك به مرگ عنوان می‌دهند. چیزی كه علوم مختلف به آن پرداخته‌اند و همچنان مطالعات درباره آن ادامه دارد. در این میان تجربه نزدیك به مرگ افراد مشهور و ثروتمند بسیار شنیدنی است. آنها در پول غرق هستند و در سراسر جهان شناخته شده‌اند. این افراد اغلب خوش‌ بیان و در آنچه انجام می‌دهند بسیار با استعداد هستند. با این همه، چرا چنین اشخاصی باید به همه بگویند كه یك بار مرده و دوباره به زندگی برگشته‌اند؟! اگر به خاطر پول باشد كه خب آنها به اندازه كافی پول دارند. اگر هم برای شهرت باشد كه آنها واقعا مشهورند. با بیان این موضوع و طرح این دریافت كه آنها مرده و بعد زنده شده‌اند، شهرت‌شان را به خطر می‌اندازند. تنها دلیل منطقی طرح چنین موضوعی از سوی این افراد آن است كه این اتفاق واقعا برای آنها افتاده است و آنها می‌خواهند آن را به اشتراك بگذارند. 
مننژیت من را به مرگ نزدیك كرد

 

دونالد ساترلند

بازیگر كانادایی فیلم «مش» نیز تجربه نزدیك به مرگ داشت. دونالد ساترلند زمانی این تجربه را داشت كه در سال 1979 به‌دلیل ابتلا به مننژیت در آستانه مرگ قرار گرفت.
دونالد می‌گوید:« ناگهان درد، تب و پریشانی حادی بر من غلبه كرد. من بالای بدنم شناور بودم و با حباب آبی روشن احاطه شده بودم كه ناگهان دور از تختم شروع به سر خوردن در تونلی طولانی كردم ولی بلافاصله خودم را در بدنم مشاهده كردم. پزشكان بعدها به من گفتند من برای مدتی كوتاه مرده بودم.»

آمپول اشتباه من را شناور كرد

 

جین سیمور

جین سیمور، یكی از بازیگران سبك كلاسیك است كه همه ما او را با نقشی كه در سریال «پزشك دهكده» ایفا كرد، به‌خوبی می‌شناسیم. زمانی كه این بازیگر انگلیسی 36 سال داشت، به آنفلوآنزای شدید مبتلا شد، به همین دلیل پزشك برای او آمپول پنی‌سیلین تجویز كرد و تزریق همین آمپول بود كه او را به مرگ نزدیك كرد. جین می‌گوید: «من كاملا از بدنم خارج شده بودم چون می‌توانستم بدنم را روی تخت ببینم. اطرافیان را می‌دیدم كه دور من جمع شده بودند و به یاد می‌آورم كه همگی تلاش می‌كردند من را زنده نگه‌دارند. من بالای سر آن‌ها و در گوشه‌ای از‌ اتاق نگاه‌شان می‌كردم و می‌دیدم كه آن‌ها مدام در حال تزریق داروهایی برای بازگرداندنم هستند. در یك لحظه تمام زندگی‌ام پیش چشمانم آمد. در آن حال به تنها چیزی كه فكر می‌كردم این بود كه دلم می‌خواهد زنده بمانم چون نمی‌خواهم فرد دیگری از بچه‌هایم مراقبت كند. من در این خیال شناور بودم كه «نه نمی‌خواهم بمیرم. من آمادگی ترك فرزندانم را ندارم» و این زمانی بود كه به خداوند گفتم: «خداوندا!  كمك كن من زنده بمانم.» حدود 30 ثانیه مرده بودم. هر چند باور داشتم مرده‌ام اما می‌توانم به خاطر بیاورم كه پزشكان تلاش زیادی برای بازگرداندنم می‌كردند. در همین لحظه متوجه شدم من نخواهم مرد و بلافاصله خودم را در بدنم دیدم.»

جراحی من را به نقطه‌ای روشن هدایت كرد

 

الیزابت تیلور

بازیگر بریتانیایی و برنده 2‌جایزه اسكار از تجربه‌ای می‌گوید كه حین جراحی با آن روبه‌رو شده است. الیزابت تیلور در مصاحبه‌ای كه توسط لری كینگ در شبكه سی‌ان‌ان پخش شد، درباره عبور از یك تونل به سمت نقطه‌ای روشن صحبت كرد. این بازیگر افسانه‌ای سینما توضیح داد كه چطور روی تخت جراحی حدود 5 دقیقه مرده بود. او می‌گوید: «درحالی‌كه از لحاظ كلینیكی مرده بودم با روح مایكل تاد، همسر سابقم كه علاقه زیادی به او داشتم، مواجه شدم. من می‌خواستم كنار تاد بمانم اما تاد من را ترغیب كرد  تا به زندگی برگردم.» به‌دنبال احیای تیلور، تیم 11‌نفره پزشكی از جمله پزشكان، پرستاران و... اظهارات او را از این واقعه و مرگ چند دقیقه‌ای او تایید كردند.

تیلور می‌گوید: «من كاملا احساس كردم كه مرده‌ام و در همین حال حبابی را دیدم. صحبت كردن از آن بسیار سخت است و شاید به‌نظر واقعی نیاید اما این اتفاق در اواخر دهه 50 میلادی افتاد درحالی‌كه من، مایك را 2سال قبل از آن در سانحه هوایی از دست داده بودم. حدود 5 دقیقه از دنیا رفتم. وقتی این موضوع را برای برخی از دوستانم تعریف كردم به‌نظرم رسید باور آن برای‌شان سخت است. بنابراین با خودم فكر كردم شاید بهتر باشد در این مورد سكوت كنم. مدتی طولانی در این‌باره هیچ صحبتی نكردم اما حالا آن را با افرادی كه چنین تجربه‌ای داشته‌اند به اشتراك می‌گذارم چون من دیگر از مرگ نمی‌ترسم. به‌نظر من این قدرت و عشق مایك بود كه مرا به زندگی برگرداند.»

حمله قلبی، من را از بدنم خارج كرد

 

پیتر سلرز

نابغه كمدی سینما كه نقش‌های درخشانی در فیلم‌های متعدد از جمله دكتر استرنجلاو (1964) و  پلنگ صورتی (1964) داشت، پیتر سلرز است. شهرت او به خاطر بازی‌هایی است كه كاملا در نقش آن‌ها غرق می‌شد. او آنقدر به كارش علاقه داشت كه در فاصله بین فیلم‌ها دچار افسردگی می‌شد. این هنرپیشه تجربه نزدیك به مرگش را برای شرلی مك‌لین، نویسنده كتابش توصیف كرده و او آن را در كتاب درج كرده است.  در سال 1964 در نخستین دفعه از 8 حمله قلبی پیتر، زمانی كه او قلبش ایستاد و درحالی‌كه از لحاظ بالینی مرده به حساب می‌آمد، از بدن خود خارج شده و حبابی زیبا را مشاهده كرد. او بیان می‌كند: «خودم را در حال خروج از بدنم احساس كردم به‌طوری كه در فرم فیزیكی‌ام شناور بودم و در كل احساس می‌كردم حالم خوب است اما ظاهرا بدنم این‌طور نبود.» در همین حین پزشك متوجه شد سلرز مرده است و شروع به ماساژ قلبی كرد. سلرز می‌گوید: «من به اطرافم نگاه كردم و حباب سفید زیبایی را در بالای سرم دیدم. دلم می‌خواست به سمت این حباب بروم، انگار می‌دانستم عشق واقعی در سمت دیگر این نور است. به یاد دارم با خودم فكر كردم این خود خداست.» بدن سلرز سعی در رفتن به آن سمت داشت اما سقوط كرد. پیتر می‌گوید: «دست من به سمت آن نقطه رفت و سعی كردم آن را لمس كنم.» اما در همین حال بلافاصله قلب سلرز شروع به زدن كرد و در آن لحظه صدایی به او گفت: «حالا وقتش نیست برگرد و تمامش كن. حالا وقتش نیست.» كم‌كم سلرز احساس كرد به بدنش نزدیك شده و بعد از مدت كوتاهی بیدار شد.

نویسنده كتاب او می‌گوید: «سلر ابراز داشت كه دیگر هیچ‌وقت از مرگ نمی‌ترسد و خانواده و دوستان او را نسبت به قبل معنوی‌تر می‌پنداشتند. این تجربه، دید او را نسبت به وقایع عمیق‌تر كرده و موجب تغییرات پایدار در عادت‌های ذهنی و زندگی در او شده بود.»

غرق‌شدگی در اقیانوس، مرا با خود برد

 

جیمز كرامول

رئیس زندان فیلم «جاده سبز» در سن كم و در 5 سالگی در اثر سقوط در اقیانوس، مرگ را تجربه كرده است. از آن به بعد جیمز تمام زندگی‌اش را مرموز توصیف می‌كند. بعد از این تجربه جیمز مرتب تصاویری را كه در آن حالت دیده بود در رویاهایش بازسازی می‌كند.

تصادف، كما و دیگر هیچ

 

اریك رابرتز

بازیگر آمریكایی و برادر جولیا رابرتز، بازیگر مشهوری است كه در بیش از 70 فیلم بازی كرده است. اریك به سراسر جهان سفر كرده است اما یكی از دراماتیك‌ترین لحظات اریك در كانتیكات اتفاق افتاد. او در حال رانندگی بود كه سگش حواسش را پرت كرد و تصادف كرد. او در حال كما به بیمارستان برده شد و نزدیك بود بمیرد. او اظهار داشت: «من از بدنم خارج شده و توسط حبابی احاطه شده بودم كه می‌توانم بگویم خاص‌ترین تجربه من در زندگی بود.»

میلاد یگانه دخت نبی مبارک


پیامبر اکرم-ص:
هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند . . .

میلاد یگانه دخت نبی اکرم(ص) بر  زنان و مادران ، این فرشتگان زمینی مبارک باد.

melodrama/ ملودرام

ملودرام چیست؟

در نظریه فیلم، ژانر مبحثی است که برای دسته‌بندی فیلم‌ها بر اساس شباهت‌های روایتی است که فیلم بر آن‌ها بنا شده است.

ملودرام (melodrama) ملودرام سبک نمایشی است که ترکیبی از چندین عنصر متضاد و متفاوت است.

ملودرام در اصل به شعر یا نثری گفته می‌شد که با همراهی موسیقی بیان شود. فیلم های این ژانر معمولأ در باره سرنوشت انسان ها در موقعیت های استثنایی ست. بطور معمول عشق های نافرجام، خانواده های از هم پاشیده، بیماری های غیر قابل درمان یا تصادفات دل خراش بعنوان هسته احساسی چنین فیلم هایی انتخاب می شوند. یک تفاوت بارز ملودرام با درام در این است که قهرمانان ملودرام قادر به انجام کارهای خارق العاده ای هستند اما  به دلائل بیهوده و انگیزه هایی غیرمنطقی. قهرمان فیلم دست به چنین اقداماتی میزند چون او باید این گونه عمل کند و بدین ترتیب بیننده رنج می برد و مدام می پرسد: چرا قهرمان نمیتواند در کنار زنی که دوستش دارد بماند؟ مگر چه می شد اگر این دو با هم می ماندند؟در استودیو های آمریکایی، ملودرام ها به عنوان فیلم های زنان هم خطاب می شوند چون اکثر مخاطبین آنها را زنان تشکیل میدهند. فیلم های عشقی و تراژدی های خانوادگی نیز از همین ژانرند

معنای واژه

اصطلاح ملودرام (melodrama) از دو واژه یونانی «ملوس» به معنای آهنگ و آواز و «دراما» به معنای عمل نمایشی ترکیب یافته است. این سبک نمایشی آمیزه‌ای است از ریتم و هارمونی و بازی بدنی بازیگر که در آن «بازیگران می‌خندند و می‌خندانند، گریه می‌کنند و می‌گریانند، زندگی می‌کنند، می‌میرند و از مجموع این اعمال تماشاگران را دگرگون می‌سازند.» به عبارتی تماشاگر را بدون چون و چرا متأثر می‌کنند.

 ویژگی‌ها :

1-     مبالغه بازیگران،

2-     حسی بودن،

3-     کشمکش‌های عاطفی اغراق‌آمیز،

4-     نقطه اوج هیجان‌انگیز

5-     گفت‌وگو محوری

6-     تنش  و ثضاداست. این نوع نمایش ممکن است به همراهی موسیقی یا بدون آن اجرا شود.

نمونه های خوب:

طلا مس

شاید وقتی دیگر

طلسم

اخبار کوتاه انجمن سینمای جوان- دفتر شیراز


از دفتر شيراز انجمن چه خبر؟

كارگاه هاي متنوع آموزشي و جلسات نقدو بررسي فيلم در دفتر شيراز انجمن برگزار شد

به گزارش دفتر شيراز انجمن سينماي جوانان ايران، اين دفتر از اواخر سال 90 علاوه بر ادامه دوره هاي آموزشي خود اقدام به برگزاري كارگاه هاي آموزشي متنوع براي علاقه مندان حوزه فيلم كوتاه كرده است.

 در ادامه اين دفتر جلسات و برنامه هاي برگزار شده را به شرح ذيل معرفي نمود:

 «اسكويي » در انجمن سينماي جوانان ايران - دفتر شيراز

كارگاه مستندسازي با حضور «مهرداد اسكويي » در شيراز برگزار شد

در اين كارگاه آموزشي يك روزه هنرجويان و فيلم سازان ضمن آشنايي با انواع فيلم مستند پيرامون طرح ها و فيلم نامه هاي خود با وي به تبادل نظر پرداختند.

اين كارگاه در دو مرحله برگزار مي شودكه جلسه اول آن در تاريخ 19/12/90 برپا شد.

گفتني است اين دوره با مشاركت «اداره كل حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس  فارس » برگزار مي شود و مرحله دوم كارگاه در نيمه دوم ارديبهشت ماه جهت علاقه مندان ادامه مي يابد.

پست مدرنيسم و ريشه هاي آن در انجمن شيراز

كارگاه پست مدرنيسم و ريشه هاي آن در انجمن سينماي جوانان ايران دفتر شيراز با حضور و كلام «سميه برازجاني » كارشناس ارشد ادبيات فارسي ، منتقد و داستان نويس در تاريخ 24 فروردين ماه برگزار شد.

 

 راه اندازي «باشگاه كتاب»

يكي ديگر از برنامه هاي متنوع دفتر شيراز در راستاي گسترش فعاليت هاي فرهنگي هنرجويان انجمن شيراز، راه اندازي  «باشگاه كتاب »بود.     داستان  ، تحليل و نقد كتاب و برگزاري جلسه رونمايي كتاب هاي تازه انتشار يافته از جمله فعاليت هاي عمده ي اين باشگاه مي باشد.

 

كارگاه از داستان تا فيلم نامه

كارگاه از داستان تا فيلم نامه با حضور و كلام «بيژن كيا» داستان نويس و منتقد شيرازي و سرپرست انجمن سينماي جوانان اين شهرستان در تاريخ 7 ارديبهشت ماه در محل انجمن سينماي جوانان شيراز برگزار شد.

در اين نشست « بيژن كيا» پيرامون چگونگي شكل گيري و مراحل تبديل داستان به فيلمنامه كوتاه بحث و گفتگو كرد.

 

جلسه نمايش و نقد فيلم كوتاه

فيلم هاي كوتاه «رودخانه جغد» و «بادكنك قرمز» در انجمن  شيراز نمايش داده شد و مورد نقد و بررسي قرار گرفت.

گفتني است اين جلسات به صورت هر دو هفته يك بار توسط هنرجويان اين دفتر برگزار مي شود كه اولين جلسه آن با نمايش فيلم هاي نامبرده در تاريخ 31/1/91 برگزار شد.

 

رنگ زندگي در شيراز

كارگاه رنگ زندگي در انجمن سينماي جوانان شيراز با حضور و كلام «مسعود عباسي » برگزار شد.

در اين كارگاه به نقش و تأثير رنگ در زندگي معاصر ايراني پرداخته شد.

گفتني است عباس كارشناس گرافيست ، مدرس و منتقد هنري در جهاد دانشگاهي شيراز است . اين كارگاه در تاريخ 11 اسفند ماه 90 در محل انجمن و با مشاركت دانشگاه علوم پزشكي شيراز برگزار شد.

poetry

By Ted Kooser

Abandoned farmhouse near Montone

 

He was a big man, says the size of his shoes
on a pile of broken dishes by the house;
a tall man too, says the length of the bed
in an upstairs room; and a good, God-fearing man,
says the Bible with a broken back
on the floor below the window, dusty with sun;
but not a man for farming, say the fields
cluttered with boulders and the leaky barn.

A woman lived with him, says the bedroom wall
papered with lilacs and the kitchen shelves
covered with oilcloth, and they had a child,
says the sandbox made from a tractor tire.
Money was scarce, say the jars of plum preserves
and canned tomatoes sealed in the cellar hole.
And the winters cold, say the rags in the window frames.
It was lonely here, says the narrow country road.

Something went wrong, says the empty house
in the weed-choked yard. Stones in the fields
say he was not a farmer; the still-sealed jars
in the cellar say she left in a nervous haste.
And the child? Its toys are strewn in the yard
like branches after a storm--a rubber cow,
a rusty tractor with a broken plow,
a doll in overalls. Something went wrong, they say.

haiku

Smiling butterfly

 
On the colourful flower


Love is the necta
r

نقد کتاب

انجمن سینمای جوان شیراز  و بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس فارس برگزار می کنند:

نقد کتاب

 

" برشانه های زخمی اروند"

 

 

با حضور نویسنده و منتقدین ادبی

زمان: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت- ساعت ۱۷

مکان: خ ملاصدرا- خ حکیمی- انجمن سینمای جوان- دفتر شیراز

کارگاه آموزشی / بیژن کیا

 

کارگاه آموزشی

 

"از داستان  تا  فیلمنامه"

 

با حضور و کلام: بیژن کیا 

 

زمان: پنجشنبه 7/2/ 1391ساعت 14

 

مکان: خیابان ملاصدرا- خیابان حکیمی، سینمای جوان، دفتر شیراز