وقتی باران می بارد / فیلمنامه کوتاه / بیژن کیا
فیلمنامه کوتاه
وقتی باران می بارد
تصویر تاریک است
صدای غرش رعد و بارش باران بگوش می رسد. تیتراژ فیلم .
تصویر روشن می شود به....
سکانس یک- صحنه ی اول
خیابان های سطح شهر– روز- خارجی:
نمائی از خیابانهای مختلف . باران می بارد. برخی تند و باشتاب می گذرند تا خود را به پناهگاهی برسانند و چند نفری هم ایستاده اند به امید این که باران بند بیاید تا از شدت بارش آن کم شود.
گفتار متن(همراه با صدای بارش باران): وقتی باران می بارد همه پرندگان به سوی پناهگاه پرواز می کنند به جز عقاب که برای دور شدن از باران در بالای ابرها به پرواز در می آید.
اتومبیل ها در ترافیک گیر افتاده اند و باران تند و شتاب آلود می بارد.
گفتار متن: مشکلات برای همه وجود دارد اما طرز برخوردهای مختلف با مشکلات باعث ایجاد تفاوت می شود.یکی از مشکلاتی که ما ذدر زندگی طبیعی و روزمره ی خودمان با آن روبرو هستیم استرس است.
صحنه ی دوم
اتاق(پشت پنجره)- روز – داخلی:
مردی جوان (بیست و چند ساله ) کنار پنجره ، روی صندلی نشسته و به بیرون خیره شده. باران به شیشه می خورد و مرد در سکوت و آرامش بیرون را تماشا می کند.چهره ی مرد مشخص نیست.
گفتار متن:در دنیای پر اضطراب و سراسر استرس امروز،آرامش و راحتی خیال نعمتی است که بسیاری آرزوی آن را دارند.اما برای رسیدن به آرامش تنها آرزو کافی نیست بلکه باید قدم پیش نهاد و کاری کرد.
مرد به سمت دوربین بر می گردد . لبخند می زند.
مرد: بیایید ما هم در برخورد با مشکلاتمان مثل یک عقاب عمل کنیم.
سکانس دوم- صحنه ی اول
خیابان ارم – روز(ساعات اولیه ی بعد از ظهر)- خارجی:
خیابان ارم در ساعات اولیه ی بعد از ظهرخلوت است و طولانی. همان مرد جوان در حال پیاده روی دیده می شود.مرد به دوربین می رسد .توقف می کند.
مرد: اگر به فکر دنیایی عاری از استرس هستید ، بهتر است این فکر را از سرتان بیرون کنید ، (مکث کوتاه )...چون غیر ممکن است.
مرد به راه خود ادامه وی دهد و آرام آرام از دوربین دور می شود.
گفتار متن(صدای مردجوان):اگر مایل اید استرس را از زندگیتان کاملاً حذف کنید باز هم چندان میسر نیست.
بهترین راه برای مقابله با استرس کاهش آن و داشتن برخوردی مناسب با آن است.به این ترتیب با وجود تنش های مختلف زندگی روزمره ،آرامش خواهید داشت و زندگی کردن برای شما ، بدون فشار روحی خواهد شد.
فید اوت:
علامت سئوال به نمایش در می آید و بعد این پرسش قبل از علامت سئوال قرار می گیرد"چه باید کرد"
فید این:
صحنه ی دوم
ورودی دانشگاه شیراز – روز(ساعات اولیه ی بعد از ظهر)- خارجی:
مرد جوان وارد محوطه پردیس می شود
گفتار متن(صدای مردجوان):برای کاهش و کنترل استرس ها چه باید کرد؟ برای آنکه روزگارتان را بدون درگیری و تشدید سپری کنید بیایید راهکارهای لازم و ساده را برای روبرو شدن با استرس ها را یاد بگیریم .پس با ما همراه باشید.
صحنه ی سوم
ایستگاه توبوس دانشگاه(پردیس ارم)- بعد از ظهر - خارجی
مرد جوان به سمت ایستگاه اتوبوس های دانشگاه حرکت می کند و در ایستگاه سرویس دانشگاه به انتظار می ایستد.
گفتار متن(صدای مرد جوان): مدیریت زمان یکی از کلیدی ترین توانائی شما برای کنترل و مدیریت استرس است. وقت و زمانیکه در اختیار شما قرار دارد رایگان است اما زمان بسیار قیمتی بودهو علیرغم قئذ و قیمتش قابل خرید و فروش و یا ذخیره سازی نیست.شما.نمی توانید برای همیشه صاحبش باشید اما می توانید از آن استفاده کنید.
مرد جوان به ساعت مچی اش نگاه می کند و با نگرانی سر تکان می دهد. به اطراف سر می چرخاند و با دیدن اتوبوسی که ارام آرام به ایستگاه نزدیک می شود لبخند می زند.
گفتار متن(صدای مرد جوان): شما نمی توانید زمان را متوقف کنیداما می توانید به درستی از آن استفاده کنید..یادتان باشد وقتی زمان از دست می دهید دیگرهرگز قادر نخواهید بود آن را برگردانید.توانایی حل مشکلات به نحو خوب و موثر موجب صرفه جویی بسیار در وقت می شود.با یادگیری مدیریت زمان می توان مقداری از مشکلات را حل کرد و مقداری از استرس ناشی از این مشکلات را برطرف کرد.
صحنه ی چهارم
اتوبوس دانشگاه – بعد از ظهر- داخلی
اتوبوس به ایستگاه می رد و توقف می کند . مرد جوان سوار می شود . به راننده سلام می کند و روی یکی از صندلی ها می نشیند. کتابی باز می کند و مشغول مطالعه می شود.
گفتار متن(صدای مرد جوان)همیشه افراد هدفمند در زندگی ، تحصیل و حتی در مشاغلی که انتخاب مبیکنند موفق هستند زیرا آنها می دانند به کدام سمت بروند.آنها مانند آهن ربا موفقیت را به سوی خود جذب می کنند.
مرد جوان سر بر می دارد. به دوربین نگاه می کند . لبخند می زند.
مرد جوان: رمز موفقیت در دنبال کردن هدف بدون مکث و درنگ است.
مرد دوباره مشغول مطالعه می شود.اتوبوس به مقصد نزدیک می شود.
صحنه ی پنجم
ایستگاه خوابگاه مفتح– بعد از ظهر- خارجی
اتوبوس در ایستگاه مفتح توقف می کند. مرد جوان همراه سایر کسانی که در اتوبوس بوده اند پیاده می شود اما مورد استقبال عده ای از دانشجویان و چند نفر از مسئولین قرار می گیرد.مرد جوان می خندد و تشکر می کند. یکی از مسئولین تاجی از گل به گردنش می اندازد. مرد جوان رو به دوربین لبخند می زند.
مرد جوان: اگر می بینید که خیلی وقت است موفقیت از شما دوری می کند و به همین دلیل در زندگیتان دچار تشویش و نگرانی می شوید بدانید که ممکن است اهدافتان نادرست بوده باشند.یکی از اسرار بسیار مهم در زندگی هدفمند بودن و داشتن هدف در زندگیمان است . هدفمند بودن در زندگی ما را از یاس و نومیدی دور نگه می دارد.
تصویر روی لبخند مرد جوان ثابت میشود و مشخصات وی که یکی از دانشجویان نمونه و موفق دانشگاه شیراز است روی تصویر نقش میبندد.
نام:...
نام خانوادگی:...
رشته ی تحصیلی:...
موفقیت:...
تصویر تاریک می شود به..
این جمله قبل از تیتراز نهائی روی تصویر تاریک نقش میبندد"شما هم می توانید بدرخشید"
تیتراژنهائی فیلم
نویسنده: بیژن کیا

کمی داستان کوتاه با چاشنی شعر و فیلمنامه و گزارش و خبر. short story-poetry and articles