موج سوم ادبیات داستانی انقلاب : ظهور و ثبوت ( داستان دهه ی هشتاد)
موج سوم: ظهور و ثبوت (ادبیات داستانی دهه ی هشتاد)
بعد از آشفتگی و سر در گمی دهه ی هفتاد فرصتی حاصل شد تا نویسندگان به بازنگری تلاطم ادبی بپردازند و هرکدام مسیر روند نویسندگی خود را ارزیابی نمایند. بی گمان تغییرات کلان سیاسی نیز در این سکون بی تاثیر نبود اما خوشبختانه همین کاهش جنب و جوش ادبی موجب شد تا برخی نویسندگان فرصتی برای داوری کارها و ارزیابی فعالیتهای ادبی خود بدست آورند. مصطفی مستور، ناتاشا امیری، احمد اکبر پور، اکبر صحرائی از جمله نویسندگانی هستند که توانستند با استفاده از فضای آرام و کم تحرکی که در عرصه ی ادبیات بوجود آمده بود به بازنگری و خلق آثاری تازه دست بزنند.

بطورکلی دهه ی هشتاد آثاری معتبر را به ادبیات داستانی ایران افزود و برخی از این آثار به زبان های دیگر نیز ترجمه شدند از جمله ی این آثار می توان به شطرنج با ماشین قیامت، سفر به گرای 270درجه و اسماعیل اشاره نمود.
البته بسیاری نیز همان شیوه ی خود را ادامه داده به به تکمیل آن پرداختند
رضا امیرخانی، ابوتراب خسروی(که ترجیح داد کتابهایش را منتشر نکند)، امیر حسین فردی، حبیب احمد زاده و...

اكنون بنظر ميرسدادبیات داستانی متعهد، مخاطبان زیادی به دست آورده و نشانهی آن هم تیراژ بالای این نوع ادبیات است که متکی بر تعهد اجتماعی و آرمانگرایی انقلابی است.
ویژگی های ادبیات داستانی موج سوم انقلاب
1 -آرمانگرایی و مطالبه آرمانهاي انقلاب:
ادبیات انقلاب اسلامی در مستند ترین شکل خود نیز اثری آرمان گرا ست زیرا خیزشی را موردتوجه قرار دداه که بر پایه ی آرمان های دینی و انسانی شکل گرفته.
2- تعهد:
هر نويسنده اي از نوشتن داستان خود قصدي دارد، يا به طور كلي براي داستان و ادبيات تعريفي قائل است. ، اثرش نسبت به قصد و تعريفي كه از ادبيات دارد، متعهد محسوب مي شود.با توجه به اين كه هيچ كس نيست كه از نوشتن داستان، قصد خاصي نداشته باشد و هيچ نويسنده اي نيست كه از داستان تعريفي نداشته باشد، بنابراين تمام داستان هايي كه نوشته و منتشر مي شود، داستان هاي متعهد هستند، البته سوگيري تعهداتشان متفاوت است.
ادبیات انقلاب اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست و در وحله ی نخست به انقلاب و در مرحله ی دیگر به پس زمینه های بروز خیزش انقلابی مردم تعهد دارد.
3-مستند و اجتماعی بودن ، رشد ادبیات شهری
رمان های دهه ی هشتاد در اکثر قریب به اتفاق محصول شهر است رمان نویسی مردن و ادبیات داستانی معاصر جهان نیز محصول همین فرهنگ شهر نشینی است و بنظر می رسد تجربه ی زندگی در شرایط همگون و شبیه به هم در داخل و خارج از کشور بتواند در رشد ادبیات و رمان نویسی انقلاب موثر باشد.
4- هویّت :
در مجموع، قبل از انقلاب، ادبیات داستانی ما، کمتر هویت ایرانی مشخص داشت
، غرض از ایران بودن، بروز و ظهور توأمان تمام ویژگیهای ناب متأثر از نژاد، قومیّت، زبان، جغرافیا،...- که در درجه دوم اهمیتند- و فرهنگ، اعتقادات، آداب، رسوم، سنّتها- که نوع نگاه و قضاوت هنرمند را نسبت به زندگی و هستی شکل میدهند- در اثر است.
5-تحول در مضمون و محتوا
نوعی غنا و تعالی- هر چند به تناسب نویسندگان مختلف، نسبی- در مضامین و محتواهای داستانها رخ نمود، که پیش از آن، بیسابقه بود. به بیانی دیگر، صورت پرستی (فرمالیسم) مفرط، لااقل برای سالیانی چند، از ادبیات داستانی ما رخت بر بسته. اگر هم معدود نويسنده هايي هنوز به آن دبستان هنری و مکاتب مشابه آن وفادار باقی مانده اند، عملاً در انزوا قرار گرفته و آثارشان مخاطبی چندان نیافته است
کمی داستان کوتاه با چاشنی شعر و فیلمنامه و گزارش و خبر. short story-poetry and articles