1-    جان بخشی : در فیلم انیمیشن، اشیاء، حیوانات و حتی اسباب بازی ها می توانند جان بخشی شوند.

2-    خلق جهانی تازه با قواعد مخصوص خود: در فیلم زنده قواعد جهان مصداق پیدا می کند، یعنی در آن قواعد فیزیکی جاری است اما در فیلمنامه ی انیمیشن می توان تمامی قواعد را تغیر داد.

3-    شبه بشر بودن: کاراکترها خصوصیات بشری  دارند اما کلی اند و بیشتر تیپ هستند تا شخصیت.

4-    توضیح و توصیف شخصیت ها:شخصیتها باید به گونه ای پرداخت شوند که نیازها و خواسته هایی مثل آدمهای واقعی داشته باشند تا تا کودکان به عنوان مخاطبان اصلی این فیلمها ، بتواند با شخصیت انیمیشن ارتباط برقرار کند.

5-    مرگ گریزی فقدان صدمه ی جدی: در دنیای انیمیشن فضائی مرگ گریز حاکم است. ممکن است کاراکتری زیر ماشین برود و صاف شود. مرگ و صدمه ی جدی در دنیای انیمیشن جایگاهی ندارد. دنیای انیمیشن از زندگی و نشاط لبریز است.

6-    طنز و شوخی: یک رویداد فاجعه بار در فیلم زنده می تواند به رویدادی خنده دار در انیمیشن بدل شود. وقتی بمبی در دست قهرمان انیمیشن منفجر می شود، او دود و خاکستر را از صورت خود پاک می کند، بدن خود را جمع و جور می کند و ما می خندیم.

7-    فقدان و یا کمینه بودن دیالوگ: تا می توانید دیالوگ را کم کنید. دنیای انیمیشن حرکت را می پسندد اما پر گوئی را نه.

8-    پیام: پیام فیلمنامه آن چیزی است که شخصیت شما در طول داستان یاد خواهد گرفت. پیام انیمیشن نباید به شکل یک بیانیه باشد.مگر وقتی که مخاطب اصلی کودک و نوجوان باشد

9-    موسیقی و  ترانه: برای ایجاد جذابیت،  معرفی شخصیت (کروئلا دوویل، 101 سگ خالدار) و  ایجاد کمدی (دیو و دلبر، که تمام خدمتکاران طلسم شده را نشان می دهد و با اسباب و ظروف غذاخوری طنز ایحاد می کند) کاربرد دارد.